شد سهم من از دیدن توخوردن افسوس !
درحسرت آغوش توام خسته ومأیوس
بوسیدن دست تومحال است ولیکن
بگذاربیایم به حضورتو به پابوس
هستیم شرنگ وشکر و جمع نقیضین
توطالع خوشبختی و من طالع منحوس
تا فتح کنم قلعه ی تبدار تنت را
با تیغ سخن آمدم و خواهش ملموس
روزی که تورادید زند محو نگردد
زیبایی رشک آورت از خاطر طاووس !
حیران نگاه توشده گردنه حیران
دیوانه ی موهای توشد جاده ی چالوس !
ای آنکه دچارم به توروزی که نباشی
بسیاردچارغم توباشم و کابوس
ی ,سهم ,افسوس ,دیدن ,توخوردن ,آورت ,توخوردن افسوس ,شد سهم ,از دیدن ,دیدن توخوردن ,سهم من ,دیدن توخوردن افسوس


درباره این سایت